X
تبلیغات
نماشا
رایتل

گفتگوی من باخدا  چاپ

تاریخ : 1386/11/26 در ساعت 11:42 ق.ظ

 یکشب  خواب دیدم ... درخواب با خدا گفتگویی داشتم  :

خدا گفت : پس می خواهی با من گفتگو کنی؟   گفتم بله اگروقت داشته باشید   ..

خدا لبخند زد .  

  پرسیدم : چه چیز بیش از همه شما را درمورد انسان متعجب می کند؟

خداپاسخ داد:

این که آنهاازبودن در  دوران کودکی ملول هستند وعجله دارند که زودتربزرگ شوند وبعد

حسرت دوران کودکی را می خورند .

این که سلامتی شان را صرف به دست آوردن پول می کنند اما بعدها نمی توانند آن را با هیچ ثروتی  به دست آورند.

این که چنان زندگی می کنند که گویی هرگز نخواهندمرد وچنان می میرند که گویی هرگز

زنده نبوده اند .

                  خداوند دستهایم را دردست گرفت  ومدتی هردوساکت شدیم

                                                بعدپرسیدم ؟؟

به عنوان خا لق انسانها می خواهید آنها چه درسهایی اززندگی بگیرند؟؟

یادبگیرند که نمی توان دیگران را مجبوربه دوست داشتن خود کرد ا ما می توان محبوب دیگران شد.

یادبگیرند که ثروتمند کسی نیست که دارایی بیشتردارد بلکه کسی است که نیاز کمتری دار د

یادبگیرندکه ظرف چندثانیه می توانیم زخمی عمیق دردل کسانی که دوستشان داریم ایجاد کنیم . وسا لها وقت لازم داریم که آن زخم ا لتیام یابد .

                                        با بخشیدن بخشش یادبگیرند   

یادبگیرند کسا نی هستند که آنهاراعمیقا دوست دارند . ا ما بلد نیستند احساساتشان را 

           ابراز کنند .

یاد بگیرند که می شود دونفر به موضوعی واحدنگاه کنند وآن را متفاوت ببینند .

یاد بگیرند که همیشه کافی نیست دیگران آنها ببخشند بلکه خودشان هم باید خود

را ببخشند  .....

ویادبگیرند که من همیشه این جا هستم            هــــــــمــــــــیــــــشــــــــــــــــــه               

                                             اثر : ریتا استریکلند

 

 

نظرات (4)
سلام با این جمله های آتشینت همیشه عاشق کسی باش که لایق عشق باشه نه تشنه ی عشق زیرا تشنه ی عشق روزی سیراب میشه .
دوست خوبم:
سلام
سلام
...دیدم دلشوره ام بی خودی نبوده . تو را خدا من نمی تونم کسی را تحمل کنم . تازه اون اولی هم که دیدی به راحتی پذیرفتم چون قلبتو دوست دارم و از قبل تو قلبت بوده من مجبورم قلبتو با همه محتویاتش دوست داشته باشم . البته محتویات قبلی!!
دیدی دیروز با چه حساسیتی نوشته بودم که تو محبوب ..........(می ترسم جمله را یه بار دیگه تموم کنم) خودت گفتی از هر چه بتر سی به سرت می اد . البته از تو مطمئن مطمئنم ولی اگر بگذارند.
خواهش می کنم اگر میشه برای مدتی موبایلتو عوض کن .همون شماره قبلی که مدتی ازش استفاده می کردی .
چند بار می خواستم اسم شخصیت اولی را با اسم بچه هاش بپرسم اسم خودش که گفتی اسم بچه هاشم برام بگو .بعدا میگم اسم بچه ها شو برای چی .
سلام شعراتون جدا قشنگن بااجازتون این مطلبو زدم تو وبلاگم به وبلاگک من هم سر بزنید باعث افتخاره متنای خودمو مینویسم اکثرا برام مهمه که نظر شما در مورد نوشته هام چیه
salaam,vaghean shearaton va jomalateton ziban.
mamnoon
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
پست الکترونیکی :
وب / وبلاگ :
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد